معنی شقذ
7 بازدید
[ شَ ] (ع مص) دور شدن و دور رفتن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).[ شُ / شَ ] (ع اِ) ما به شقذ و لا نقذ؛ نیست او را عیب و خللی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || ما به شقذ و لا نقذ؛ نیست او را چیزی. (از اقرب الموارد).[ شَ ] (ع اِ) گرگ. || (ص) آنکه هر چیز و هر کسی را چشم زند. (از اقرب الموارد). و رجوع به شقذان شود.[ شُ قَ / شَ / شِ ] (ع اِ) بچهٔ آفتاب پرست. ج، شِقْذان، شَقاذی ََ. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). بچهٔ کرباسک. (مهذب الاسماء).[ شِ ] (ع اِ) حشرات الارض و هوام. (ناظم الاطباء). || آفتاب پرست. (از اقرب الموارد). || گرگ. || چوزهٔ شوات. || چوزهٔ مرغ سنگخوار. (ناظم الاطباء).[ شَ قَ ] (ع اِ) ما له شقذ و لا نقذ؛ نیست او را چیزی. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || ما له شقذ و لا نقذ؛ نیست او را جنبش و حرکتی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از مهذب الاسماء) (از اقرب الموارد). - امثال: ما دونه شقذ و نقذ؛ چیزی که مایهٔ ترس باشد یا زشت شمرده شود. (از اقرب الموارد).[ شَ قَ ] (ع مص) چشم زدن کسی مردم و جز آن را. (از منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).[ شَ قِ ] (ع ص) کسی که خواب نکند. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). || کسی که مردم و هر چیزی را چشم زند. (از منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از مهذب الاسماء). || (اِ) گرگ. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). و رجوع به شَقْذ و شِقْذ شود.
کلمات همقافیه با «شقذ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قذ» برای سرودن شعر