معنی شقایق نعمان
6 بازدید
[ شَ یِ قِ نُ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) شقائق النعمان. لالهٔ کوهی. آلاله. (یادداشت مؤلف): باغها داشتم پر از گل سرخ دشتها پر شقایق نعمان.فرخی. چنان کنیم کنون روی کوه را که شود ز خون دشمن تو پر شقایق نعمان.فرخی. و رجوع به شقایق و شقایق نعمانی و شقائق النعمان شود.
کلمات همقافیه با «شقایق نعمان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر