معنی شقایق

معنی شقایق

6 بازدید
[ شَ یِ ] (از ع، اِ) شقائق. گیاهی که شبیه است به گل خشخاش و به تازی شقائق النعمان گویند. (ناظم الاطباء). لالهٔ دختری. (ریاض الادویة). لاله. (لغت فرس اسدی) (بحر الجواهر). لالهٔ داغدار. لالهٔ نعمان. لالهٔ دلسوخته. شقائق. لاله بشکنک. الاله. آلاله. شقر. (یادداشت مؤلف). گیاهی است یکساله به ارتفاع ۳۰ تا ۶۰ سانتیمتر از تیرهٔ خشخاش که غالباً در مزارع و کشتزارها میروید. گلش منفرد و بزرگ و زیبا برنگ قرمز و شامل دو کاسبرگ است که مانند <۵۳۰۶۴۰۰۹۰۱۱۴۳۳۸۰۱>... خشخاش زود می افتند. تعداد گلبرگها چهار و تعداد پرچمها زیاد است و بعلاوه در قاعدهٔ گلبرگهای آن غالباً لکه های سیاهرنگ دیده میشود. قسمت مورد استفادهٔ این گیاه در گلبرگهای آن است که باید پس از جمع آوری بسرعت خشک شود تا خراب نگردد و به رنگ تیره درنیاید. و آنرا در تداوی بکار برند. خشخاش بری. خشخاش منثور. خشخاش بستانی. (فرهنگ فارسی معین): جام کبود و بادهٔ سرخ و شعاع زرد گویی شقایق است و بنفشه ست و شنبلید. کسایی. از تیغ مردان حقایق زمین رنگ شقایق گرفت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۲۷۳). شقایق سنگ را بتخانه کرده صبا جعد چمن را شانه کرده.نظامی. چو شاپور آمد آنجا سبزه نو بود ریاحین را شقایق پیشرو بود.نظامی. بنفشه با شقایق در مناجات فلک میگفت فی التأخیر آفات.نظامی. گیا خود همان قدر دارد که هست وگر در میان شقایق نشست.(بوستان). خواب از خمار بادهٔ نوشین بامداد بر بستر شقایق خودروی خوشتر است. سعدی. گل بوستان رویت چو شقایق است لیکن چه کنم به سرخرویی که دلی سیاه داری. سعدی. - شقایق ارمنستانی؛ یکی از گونه های شقایق نعمانی است. (فرهنگ فارسی معین). و رجوع به شقائق النعمان شود. - شقایق بری؛ نوعی از شقایق است شبیه نبات خشخاش. (از تحفهٔ حکیم مؤمن). - شقایق بستانی؛ نوعی از شقایق که در بوستان روید و برگ آن از برگ شقایق بری کوچکتر باشد. (از تحفهٔ حکیم مؤمن). - شقایق پوش؛ کنایه از سرخرنگ. کنایه از رنگارنگ : زمین نطع شقایق پوش گشته شقایق مهد مرزنگوش گشته.نظامی.

کلمات هم‌قافیه با «شقایق»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یق» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید