معنی شقان

معنی شقان

6 بازدید
[ شَ قْ قا ] (اِخ) نام کوهی در حدود جاجرم خراسان و در آن کوه شکافیست از آنجا آبی بمقدار دو آسیاگردان بیرون میریزد و وجه تسمیهٔ آن بدان سبب است، و در آن غاری است که هر که سر در آنجا برد از عفونت ابخره رنجور شود. (از نزهةالقلوب ج ۳ ص ۱۹۸). گویند ناحیه ای است که در آن دو کوه است و از هر کوهی چشمه ای جاری است و بدان سبب شقان نامیده اند. (از لباب الانساب).
[ شُ ] (اِخ) قصبهٔ مرکز دهستان شقان بخش اسفراین شهرستان بجنورد. سکنهٔ آن ۱۳۷۰ تن. آب از چشمه و قنات است. محصول عمده غلات و میوه. راه ماشین رو دارد. دبستان و ۴۰ باب دکان دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ شُ ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای بخش اسفراین شهرستان بجنورد واقع در شمال باختری اسفراین. موقع طبیعی کوهستانی معتدل. آب مزروعی بیشتر آبادی از چشمه سار و رودخانهٔ محلی است. محصول عمدهٔ آن غلات آبی و دیمی و انواع میوه و انگور است. دارای ۴۳ ده و جمعیتی در حدود ۸۱۹۵ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹). و رجوع به نزهةالقلوب ج ۳ ص ۱۵۰ و تاریخ غازانی ص ۳۷ شود.

کلمات هم‌قافیه با «شقان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید