معنی شقار
8 بازدید
[ شُ قْ قا ] (ع اِ) یک قسم ماهی که کوهان دراز دارد. (از منتهی الارب) (از آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || جِ شَقِر. (ناظم الاطباء). رجوع به شقر شود. || لاله یا گیاهی دیگر است. (از منتهی الارب) (از آنندراج). شقائق النعمان. (اقرب الموارد).[ شَ ] (اِخ) جزیره ای است میان اوال و قطر و در آن ده های بسیاری است. مردم آن از قبیلهٔ بنوعامربن حارث بن انمار... هستند. (از معجم البلدان ج ۴).
کلمات همقافیه با «شقار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر