معنی شقاح
5 بازدید
[ شِ ] (ع مص) مشاقحه و همدیگر را دشنام دادن. (ناظم الاطباء).[ شُ قْ قا ] (ع اِ) کون سگ ماده. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || نام گیاهی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از مهذب الاسماء). گیاه کبر. (از اقرب الموارد). و رجوع به کبر شود.
کلمات همقافیه با «شقاح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اح» برای سرودن شعر