معنی شفیلیدن
7 بازدید
[ شَ دَ ] (مص) فشردن، مانند میوه ها. || صفیر زدن. صفیر زدن هنگام آب خوردن اسب. || شنیدن. گوش دادن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «شفیلیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر