معنی شفقزار
6 بازدید
[ شَ فَ ] (اِ مرکب) شفق جلوه. شفق کده. شفقستان. چیزی سرخ و گلگون. (ناظم الاطباء). سرخرنگ : ز دست خودش بر سر دار کن ز خونش هوا را شفق زار کن. ملا طغرا (از آنندراج). و رجوع به مترادفات کلمه شود.
کلمات همقافیه با «شفقزار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زار» برای سرودن شعر