معنی شفف
6 بازدید
[ شَ فَ ] (ع اِ) اندک از هر چیزی. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).[ شَ فَ ] (ع مص) تنک گردیدن جامهٔ کسی چنانکه پیدا و آشکار شود آنچه در زیر وی است. (آنندراج) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). مصدر به معنی شفوف. (منتهی الارب). تنک شدن جامه. (المصادر زوزنی چ بینش ص ۳۰۸). و رجوع به شفوف شود.
کلمات همقافیه با «شفف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فف» برای سرودن شعر