معنی شفشفة
10 بازدید
[ شَ شَ فَ ] (ع مص) لرزیدن. || آمیخته شدن. || شاشیدن بول و مانند آن. || آمیخته شدن پشک گیاه را چنانکه بسوزد آنرا. || پراکندن دوا بر جراحت. (منتهی الارب) (از آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || خشک کردن گرما و سرما چیزی را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || نزار کردن غم تن را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). نزار کردن. (تاج المصادر بیهقی) (المصادر زوزنی).[ شَ شَ فَ ] (ع اِ) بند قبا. (دهار).
کلمات همقافیه با «شفشفة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فة» برای سرودن شعر