معنی شفره
7 بازدید
[ شُ رَ / رِ ] (اِ) پلک چشم که مژگان بر وی روید. (غیاث اللغات) (از ناظم الاطباء).[ شُ / شَ رَ / رِ ] (ع اِ) نشکرده و ابزاری آهنین مر کفشگران را که چرم را بدان تراشند. (ناظم الاطباء) (از غیاث اللغات). نشگرده. نش کرده. ازمیل. مِحْذی ََ. (یادداشت مؤلف). و رجوع به شفرة شود.
کلمات همقافیه با «شفره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر