معنی شفرة
7 بازدید
[ شَ رَ ] (ع اِ) کارد بزرگ. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (دهار) (آنندراج) (مهذب الاسماء). کارد بزرگ پهن. (از اقرب الموارد). || نشکردهٔ کفش گران. (از منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به نشکرده شود. || هر ابزار آهنی پهن و تیز. ج، شِفار، شَفَرات. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (از آنندراج) (از اقرب الموارد). || کرانهٔ پیکان و تیزی آن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). کرانهٔ پیکان. (از اقرب الموارد). || تیزی شمشیر. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). تیزی شمشیر. (یادداشت مؤلف) (دهار). تیزی کارد و شمشیر و جز آن. (مهذب الاسماء). || (ص) خادم، مثل: اصغر القوم شفرتهم؛ ای خادمهم. || کس: ما بالدار شفرة؛ نیست در خانه کسی. (از منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به شفر شود. || کوچکتر، حدیث: کان انس بن مالک شفرة اصحابه؛ ای اصغرهم. (از ناظم الاطباء).[ شَ / شُ رَ ] (ع ص) کافی. (ناظم الاطباء). در متون دیگر دیده نشد.[ شَ فِ رَ ] (ع ص) زنی که او را شهوت در کرانهٔ شرم بود و زود انزال کند. و یا زنی که به اندک جماع قناعت نماید و زود از شهوت بیفتد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «شفرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر