معنی شفانه
8 بازدید
[ شَ نَ / نِ ] (اِ) نام مرغی بزرگ و رنگارنگ و بزرگتر از زغن. (ناظم الاطباء). مرغی است بزرگتر از زغن و سه رنگ دارد و او را سبزگرا خوانند. (از فرهنگ اوبهی). مرغی است بزرگتر از زغن که سر و بال او چند رنگ دارد. (آنندراج) (غیاث اللغات) (فرهنگ جهانگیری) (انجمن آرا) (از برهان) (از صحاح الفرس). برخی آنرا پرنده ای بزرگتر از زغن دانسته اند و برخی آنرا قسمی گنجشک نوشته اند. (فرهنگ نامهای پرندگان در زبان کردی). (فرهنگ فارسی معین): لب چشمه ها پر خشین سار و ماغ زده صف شفانه همه دشت و راغ. اسدی (از جهانگیری).
کلمات همقافیه با «شفانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر