معنی شفارج
7 بازدید
[ شُ رِ ] (معرب، اِ) از پیشیارهٔ فارسی. خوانچه و طبقی که تنقلات و گل در آن کرده در مجلس آرند. (ناظم الاطباء) (از آنندراج). فیشفارج. بشارج. پیشبارهٔ فارسی. (از المعرب جوالیقی ص ۲۰۴ و ذیل آن). || نوعی حلوا. (ناظم الاطباء). پیش یاره. حلوای بریده. (زمخشری). حلوا صابونی. (یادداشت مؤلف). پیشاره. (ناظم الاطباء). و رجوع به پیشیاره و پیشباره شود.
کلمات همقافیه با «شفارج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رج» برای سرودن شعر