معنی شفاخانه
7 بازدید
[ شِ / شَ نَ / نِ ] (اِ مرکب) بیمارستان. (ناظم الاطباء). دارالشفاء، و آن مکانی بود که ملوک و امرا برای معالجهٔ غربا و مساکین مقرر سازند. (آنندراج): دل ما را که ز مار سر زلف تو بخست از لب خود به شفاخانهٔ تریاک انداز.حافظ. مستیی را که خماری نبود در دنبال از شفاخانهٔ آن نرگس بیمار طلب. صائب. || اداره ای است که به بهداشت شاگردان آموزشگاهها رسیدگی کرده و بیماران را درمان میکند، پیشتر «پست صحی امدادی مدارس» گفته میشد. (لغات فرهنگستان).
کلمات همقافیه با «شفاخانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر