معنی شغلة
7 بازدید
[ شَ لَ ] (ع اِ) خرمن. (منتهی الارب) (آنندراج). خرمن و خرمنگاه. ج، شَغْل. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). حدیث: ان علیاً علیه السلام خطب الناس بعد الحکمتین علی شغلة؛ ای علی بیدر. (ناظم الاطباء). || دفعة. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «شغلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر