معنی شغز
7 بازدید
[ شَ ] (ع مص) گردنکشی کردن و زیادتی نمودن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). تطاول. (اقرب الموارد). || برآغالانیدن میان قومی. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). شورانیدن و تحریک کردن قوم را. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «شغز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غز» برای سرودن شعر