معنی شغربغر
8 بازدید
[ شَ / شِ غَ رَ بَ / بِ غَ رَ ] (ع ص مرکب، از اتباع) تفرقوا شغربغر؛ پراکندیدند به هر روی. و هما اسمان جعلا اسماً واحداً و بنیا علی الفتح. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از مهذب الاسماء). مبنی است، مانند خمسةعشر. (از اقرب الموارد). پراکنده. تار و مار. پریشان. (یادداشت مؤلف). کلمه ای است از توابع و به معنی پراکنده و پریشان استعمال میشود، عربی است نه پارسی. (از انجمن آرا) (آنندراج) (از فرهنگ جهانگیری) (از برهان): هر که را کار در جهان سفر است از سفر کار او شغربغر است.دقیقی. عرب در آن حالت فرصت یافتند و قوتی تمام بنمودند و لشکر ایشان را بشکستند و رستم [ فیروزان ] کشته شد و لشکر او به هر طرفی شغربغر شدند. (تجارب السلف).
کلمات همقافیه با «شغربغر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غر» برای سرودن شعر