معنی شغال

معنی شغال

6 بازدید
[ شَ / شُ ] (اِ) نام حیوانی از نوع سگ و برزخ میان روباه و گرگ، و گویند این حیوان در زمان انوشیروان بهم رسید. (از برهان) (از انجمن آرا) (از آنندراج) (ناظم الاطباء). شکال. اهل تبرستان شال خوانند. (از آنندراج). حیوانیست که یک نوع آن مخصوصاً در اطراف سمنان و شاهرود زیاد است. پوست آنرا در اروپا برای آستر لباس استعمال میکنند. این کلمه را که ترکان نیز از فارسی گرفته اند و چغّال نامند صاحب لاروس گمان کرده ترکی است ولی چنین نیست و ظاهراً اصل آن شوعال عبری است و شوعال در عبری به معنی روباه است. چغّال. شکال. شگال. ابن آوی. ابوقیس. ابووائل. ذئب ارمن. بنت آوی (شغال ماده). (یادداشت مؤلف). ابوذویب. ابوکعب. ابومعاویه. ابووایل. (مرصع). پستانداری است از تیرهٔ سگان که جزو رستهٔ گوشتخواران است. این جانور به پرندگان اهلی نیز حمله میکند و آفت آنهاست. پوستش را جهت آستر لباس بکار میبرند. اصل آن از آسیاست ولی در آفریقا و جنوب اروپا نیز فراوان است. (فرهنگ <۵۳۰۶۴۰۰۹۰۱۱۴۳۱۲۰۱>... فارسی معین). دألان. ذألان. (منتهی الارب). علوش. علوض. (بلغة حمیر). شوط براح. شغبر. لعوض. نوفل. (منتهی الارب). وع. وعواع. وعوع. وعوعة. (منتهی الارب): در این بود درویش شوریده رنگ که شیری برآمد شغالی به چنگ شغال نگون بخت را شیر خورد بماند آنچه روباه از آن سیر خورد. (بوستان). صیاد نه هر بار شغالی ببرد افتد که یکی روز پلنگش بدرد.(گلستان). به ازین کرد باید اندیشه تا نیاید شغال در بیشه.اوحدی. تو نشنیدی آن داستان شغال که زد با یکی پیر گرگ همال که سگ را به خانه دلیری بود چو بیگانه شد ونگ وی کم شود.؟ - امثال: اینجا اردستان نیست که به شغال باج بدهند. (امثال و حکم دهخدا). باج به شغال ندادن. (امثال و حکم دهخدا). سگ زرد برادر شغال است. (امثال و حکم دهخدا). مرغ را به شغال سپردن. (امثال و حکم دهخدا). شغال بیشهٔ مازندران را نگیرد جز سگ مازندرانی. ؟ (از امثال و حکم دهخدا). شغال پوزش به انگور نمیرسد میگوید ترش است. (امثال و حکم دهخدا). شغالی که مرغ میگیرد بیخ گوشش زرد است. (امثال و حکم دهخدا). مثل شغال زوزه کشیدن. (یادداشت مؤلف). - شغال مردگی؛ موش مردگی. مانند شغال مرده بودن. (فرهنگ فارسی معین). - خود را به شغال مردگی زدن؛ کنایه از خود را کوچک و مظلوم وانمود کردن است. (یادداشت مؤلف).
[ شَ ] (اِ) مانند شال در اول بعض نامهای گیاهان درآید و از آن وحشی بودن یا پست بودن آن گونه را خوانند: شغال به. شغال چس. (یادداشت مؤلف). و رجوع به شال شود.

کلمات هم‌قافیه با «شغال»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ال» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید