معنی شغار

معنی شغار

5 بازدید
[ شِ / شُ ] (اِ) اشغار. سوختهٔ گیاهی که آنرا اجوه گویند و برای شستن لباس و ساختن صابون و سفید شدن کشمش بکار برند (در خراسان بخصوص در گناباد)، و ناصرخسرو آنرا شخار آورده : ناصبی شوم را به مغز سر اندر حکمت حجت بخار و دود شخار است. (از یادداشت مؤلف). خاکستر و بقایای حاصل از سوختن اشنان قصارین که حاوی مقداری کربنات پتاسیم است و به همین جهت در صابون سازی به کار میرود. سنگ گازران. حجر لوقوا. غرافس. (فرهنگ فارسی معین).
[ شَ ] (اِ) نوعی از خارپشت. (ناظم الاطباء). || یک نوع حیوانی گوشتخوار و بدبو از طایفهٔ سگ که مانند خرگوش در زیر زمین منزل میکند و قسمی از راسو میباشد. (ناظم الاطباء). و رجوع به راسو شود.
[ شَ ] (ع ص، اِ) چاه بسیارآب (واحد و جمع در آن یکسان است). || نام دو رگ در پهلوی شتر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || خالی. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (آنندراج).
[ شِ ] (اِ) فریاد و غوغا و هنگامه و شور. || طعنه و سرزنش. (ناظم الاطباء).
[ شِ ] (ع اِمص) نکاح جاهلیت و آن این بود که مردی زنی را تزویج میکرد بشرط آنکه زنی نیز بدهد، مثلاً یکی مر دیگری را میگفت دختری را به من تزویج کن تا من خواهرم را با تو تزویج کنم و مهر آنها یکی بجای دیگری بود، و پیغمبر آنرا نهی کرد. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). نکاح جاهلیت. (آنندراج). قرار دادن صداق هر یک از دو زن بضع دیگری را. نکاحی بوده است عرب را به جاهلیت و آن تزویج دو زن باشد به دو مرد، بدین صورت که مهر هر یک از این دو نکاح دیگری باشد. این نوع نکاح را حضرت رسول (ص) به عبارت «لا شغار فی الاسلام» منع و عقد نکاح بدین ترتیب را برانداخت. نکاح مبادله. مشاغره. (یادداشت مؤلف).
[ شِ ] (ع مص) عقد شغار بستن مردی با زنی. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). مصدر باب مفاعلة. (منتهی الارب). || ستم کردن دو کس مر دیگری را. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «شغار»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ار» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید