معنی شغاد
8 بازدید
[ شِ ] (ص) مباح و حلال و هر چیز که در مذهب و دین روا بود. (ناظم الاطباء).[ شَ / شُ ] (اِخ) نام برادر رستم. (ناظم الاطباء). نام برادر رستم زال بود که رستم را با رخش در چاه انداخت و خود هم به یک تبر رستم کشته شد. (برهان) (از غیاث اللغات) (از انجمن آرا) (آنندراج): بجز کام و آرام و خوبی مباد ورا نام کردش سپهبد شغاد.فردوسی. نه رستم که پایان روزی بخورد شغاد از نهادش برآورد گرد.سعدی.
کلمات همقافیه با «شغاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر