معنی شعیری
5 بازدید
[ شَ ] (ص نسبی، اِ) منسوب به جو. از جو. مانند جو. (یادداشت مؤلف). || قسمی مروارید شبیه به شکل جو. جودانه. (الجماهر بیرونی ص ۱۲۵). مروارید شبیه به جو، و آنرا به فارسی جودانه گویند. (یادداشت مؤلف). || فروشندهٔ جو. (از اقرب الموارد). - هندی شعیری؛ دانه ای است مانند تخم زیتون که از هند می آورند و در درمان به کار میبرند. (از اقرب الموارد). || (اصطلاح پزشکی) قسمی از رسوب بول. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «شعیری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر