معنی شعوری

معنی شعوری

9 بازدید
[ شُ ] (اِخ) حسن شعوری حلبی. از مشاهر ادباست که در حلب متولد شده و به اسلامبول رفته و در سلک منشیان دولتی منسلک و در رشتهٔ معارف مشهور. و از تألیفات و آثار قلمی اوست: ۱- پندنامهٔ ترکی منظوم، که ترجمهٔ پندنامهٔ شیخ عطار است. ۲- دیوان شعر. ۳- فرهنگ، که لغت فارسی به ترکی است در دو جلد و به فرهنگ شعوری (یا لسان العجم) مشهور است (چ ۱۱۵۵ هـ . ق.). وی به سال ۱۱۰۵ هـ . ق. درگذشت. (از ریحانة الادب ج ۲ ص ۳۳۰) (از لسان العجم). و او راست: دستورالعمل، در استعارات و اصطلاحات و ضروب و امثال و نادرات فارسی. (یادداشت مؤلف).
[ شُ ] (اِخ) نیشابوری. از گویندگان قرن دهم هجری و از نیشابور بود و اغلب در مشهد اقامت میکرد. صاحب ذوق و خوش طبع است. ابیات زیر از اوست: آرزوی ما جمال خوبرویی بیش نیست قسمت ما از جمالش آرزویی بیش نیست. شعوری چون روم از بیخودی ناخوانده در بزمش پی رفع جمالت همزبان من که خواهد شد. (از مجمع الخواص ص ۲۶۹) (از فرهنگ سخنوران).

کلمات هم‌قافیه با «شعوری»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ری» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید