معنی شعصور
7 بازدید
[ شُ ] (ع اِ) گردکان دشتی. (ناظم الاطباء). چهارمغز دشتی. (منتهی الارب) (آنندراج). جوز برّی. (یادداشت مؤلف). جوز هندی. (از اقرب الموارد). و رجوع به مترادفات کلمه شود.
کلمات همقافیه با «شعصور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر