معنی شعریه
14 بازدید
[ شَ ری یَ / یِ ] (از ع، ص نسبی، اِ) تأنیث شعری. (یادداشت مؤلف). نوعی از پرده و حجاب. || (ص نسبی) شعری و مویین. (ناظم الاطباء). مویین. (لغات فرهنگستان). || قسمی رشتهٔ سخت باریک کرده. (یادداشت مؤلف). - عروق شعریه؛ رگهای باریکی است مانند موی که از مُحدب کبد روید. (از بحر الجواهر) (از کشاف اصطلاحات الفنون). رگهای مویینه. رگهای مویین.
کلمات همقافیه با «شعریه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر