معنی شعرور
7 بازدید
[ شُ ] (ع اِ) شاعر. (ناظم الاطباء) (مهذب الاسماء). شاعر. سپسِ شویعر. (منتهی الارب). شاعر توانا را خِنْذیذ و آنکه در درجهٔ پائین تر از او قرار دارد شاعر، و پائین تر از شاعر را شویعر و پائین تر از شویعر را شعرور گویند. (از اقرب الموارد). و رجوع به شاعر شود. || بادرنگ ریزه. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). خیار ریز. (از اقرب الموارد). خیار خرد. (مهذب الاسماء) (یادداشت مؤلف). || مگس که بر شتر نشیند. ج، شَعاریر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «شعرور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر