معنی شعثم
7 بازدید
[ شَ ثَ ] (اِخ) ابن اصیل. محدث است. (منتهی الارب).[ شَ ثَ ] (اِخ) ابن حیان. به روز فتح مصر حاضر بود. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «شعثم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثم» برای سرودن شعر