معنی شعث

معنی شعث

7 بازدید
[ شُ ] (ع ص، اِ) جِ اَشعَث، شَعثاء. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). جِ اشعث به معنی مرد ژولیده موی. (آنندراج). رجوع به اشعث و شعثاء شود.
[ شَ عَ ] (ع اِمص) پراکندگی کار و هرج و مرج آن. دعا: اللهم اللمم به شعثنا؛ خداوندا فراهم آور پراکندگی کارهای ما را. (ناظم الاطباء). پراکندگی کار. (منتهی الارب) (آنندراج). پراکندگی. (دهار).
[ شَ عَ ] (ع مص) ژولیده موی شدن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). درهم گردیدن موی و مانند نمد شدن از جهت روغن نمالیدن و پاکیزه نکردن آن. (ناظم الاطباء). پراکنده موی شدن. (یادداشت مؤلف). || چرک گردیدن سر و بدن. || غبارآلوده شدن سر و لاشهٔ کسی و چرک گردیدن آن. || ریش گردیدن. و قولهم: من قلم اظفاره لم تشعث انامله؛ هرکس بچیند ناخنهای خود را ریش نمی گردد انگشتهای او. (از ناظم الاطباء). || انتشار یافتن امر کسی. (از اقرب الموارد).
[ شَ عِ ] (ع ص) شعر شعث؛ موی ژولیده. (ناظم الاطباء). کالیده موی پریشان. (دهار). ژولیده موی. پراکنده موی. اشعث. (یادداشت مؤلف). ژولیده موی. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || مرد چرکین. (ناظم الاطباء). || رجل شعث الرأس؛ مرد ژولیده موی سر. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «شعث»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «عث» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید