معنی شعب بوان
7 بازدید
[ شِ بِ بَ وْ وا ] (اِخ) چراگاهی است فراخ به فارس در ممسنی دوفرسخی شرقی فهلیان (میان فارس و کرمان) و آن یکی از چهار بهشت (جنات اربعه) دنیاست، و سه دیگر عبارتند از: اُبُلّة. در بصره، سغد در سمرقند، غوطه در دمشق. (یادداشت مؤلف). چراگاهی فراخ است در فارس. (از اقرب الموارد). دره ای است در میان دو کوه با طول ۵/۳ فرسنگ و عرض ۵/۱ فرسنگ. هوای آن در غایت خوشی و همه درختستان است در میان رودی بزرگ روان و بر هر دو طرف سر آن کوهها اکثر از برف خالی نبود. (نزهةالقلوب). شعب بوان از نواحی نوبنجان است و صفت آن چنین است که دره ای عظیم است در میان دو کوه؛ طول آن سه فرسنگ و نیم در عرض یک فرسنگ و نیم؛ و هوای آن سردسیری است که از آن خوشتر نتواند بودن و جمله دیه بر دیه است و رودی بزرگ در میان همی رود چنانکه از آن سبکتر و گواراتر نباشد و بیرون از آن دیگر چشمه های نیکوست و از سر دره تا پایان دره طول و عرض همه درختان میوه است از همهٔ انواع چنانکه آفتاب بر زمینی نیفتد و سال تا سال بر سر آن دو کوه برف باشد و حکما گفته اند: از آرایشها و نیکوییهای جهان چهار چیز است: غوطهٔ دمشق و سغد خراسان و شعب بوان و مرغزار شیدان. و بیرون از این، نواحی بسیار دارد هم سهلی و هم جبلی. همه آبادان است و نیکو و پرنعمت و آبهای روان. و شعب بوان همه قهستان است. (از فارسنامهٔ ابن بلخی صص ۱۴۶-۱۴۷). رجوع به حبیب السیر چ سنگی ج ۲ ص ۳۹۹ و فهرست نزهةالقلوب ج ۳ شود.
کلمات همقافیه با «شعب بوان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر