معنی شعبده‌باز

معنی شعبده‌باز

7 بازدید
[ شَ / شُ بَ دَ / دِ ] (نف مرکب) کسی که شعبده بازی می کند و چشم بندی می نماید. (از ناظم الاطباء). بازیگر که بازیها و کارهایی تعجب افزا ظاهر کند. (غیاث اللغات). مُشَعبِد. شعبده ساز. (یادداشت مؤلف). مشعبذ. (منتهی الارب): دور فلک را به گرد من نرسد ره گرچه مهندس نهاد و شعبده باز است. خاقانی. شعبده بازی که درین پرده هست بر سرت این پرده به بازی نبست.نظامی. آب و آتش بهم آمیخته ای از لب لعل چشم بد دور که بس شعبده باز آمده ای. حافظ. چه جای من که بلغزد سپهر شعبده باز ازین حیل که در انبانهٔ بهانهٔ تست.حافظ. تو عمر خواه و صبوری که چرخ شعبده باز هزار بازی ازین طرفه تر برانگیزد.حافظ. رجوع به شعبده و شعبده بازی شود. - فلک شعبده باز؛ فلک بازیگر و روزگار حیله باز. (ناظم الاطباء): فریاد ز دست فلک شعبده باز شهزاده به ذلت و گدازاده به ناز. (منسوب به خیام). || اشکبار. (آنندراج): دلبر من چو خبر یافت ز عزم سفرم دردوید از سر حسرت سوی من شعبده باز. مولانا مظهری (از آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «شعبده‌باز»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «از» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید