معنی شعبان

معنی شعبان

11 بازدید
[ شَ ] (ع اِ) نام ماه هشتم از ماههای تازیان. ج، شَعبانات، شَعابین. (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). نام ماهی که در دورهٔ جاهلی عاذل می گفتند. (از السامی فی الاسامی) (منتهی الارب). نام ماه شعبان بدان جهت که شتاب می گذرد. (از منتهی الارب). وَعِل، نام شعبان در نزد قدما. (از اقرب الموارد). وعل. (منتهی الارب). نام ماهی است چون در این ماه خیر کثیر منشعب می گردد و ارزاق عباد منشعب می شوند و تمامی امور مقدرهٔ عالم علیحده علیحده می شوند لهذا به این اسم مسمی گشت. (از غیاث اللغات) (از آنندراج). ماه هشتم از ماههای قمری عرب پس از رجب و پیش از رمضان، و هلال آن را به گل بینند و روز سوم آن عید مولود حسین بن علی (ع) و روز پانزدهم آن عید تولد امام دوازدهم و پانزدهم آن ایام البیض است که اعمال مستحبه ای دارد. (یادداشت مؤلف): زیشان جز از محال و خرافات کی شنود آدینه ها و عید نه شعبان و نه رجب. ناصرخسرو. کس دگر باره به این دم نرسد می بخور گرچه مه شعبان است بخدا ار بحقیقت نگری مه شعبان و صفر یکسان است.انوری. ... در آخر شعبان بخورم چندان می کاندر رمضان مست بیفتم تا عید. (منسوب به خیام). - غزال شعبان؛ نام حیوان کوچکی است. (از ناظم الاطباء).
[ شَ ] (اِخ) نام قبیله ای از حمیر در یمن. (از ناظم الاطباء) (از منتهی الارب).
[ شَ ] (اِخ) نام موضعی در شام. (از ناظم الاطباء).
[ شَ ] (اِخ) نام آبی مر بنی ابی بکربن کلاب را. (منتهی الارب) (از معجم البلدان) (از ناظم الاطباء).
[ شَ ] (اِخ) دهی از دهستان کسبایر بخش حومهٔ شهرستان بجنورد. سکنهٔ آن ۲۸۷ تن. آب آن از چشمه و محصول آنجا غلات و بن شن و میوه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ شَ ] (اِخ) دهی از دهستان خدابندهٔ بخش قیدار شهرستان زنجان. سکنهٔ آن ۳۰۷ تن و آب آن از چشمه سار و محصول آنجا غلات و بن شن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
[ شَ ] (اِخ) ابن اسحاق اسراییلی، معروف به ابن حافی متطبب. او راست: رساله ای در دخان (تنباکو) و آن را از اسپانیایی (تألیف موروس) به عربی ترجمه کرده است. (یادداشت مؤلف).
[ شَ ] (اِخ) ابن حسین قسطمونی. او راست: رساله ای فی معدل النهار و العمل بآلته. (یادداشت مؤلف).
[ شَ ] (اِخ) ابن محمدبن داود الآثاری قرشی عثمانی موصلی یا مصری، مکنی به ابوسعید و ملقب به زین الدین متوفای سال ۸۲۸ هـ . ق. او راست: ۱- کفایةالغلام فی اعراب الکلام. ۲- مسک الختام فی شعار الصلاة و السلام. ۳- مفتاج باب الفرج. ۴- شفاءالسقام فی نوادر الصلاة و السلام. ۵- بدیعیه. ۶- منظومهٔ نزهةالکرام فی مدح طیبة و البیت الحرام. ۷- آثارالعشرة. ۸- المنهل العذب لورود اهل الحزب. (یادداشت مؤلف).
[ شَ ] (اِخ) ناصرالدین اشرف بن حسین بن ناصربن فلاون. یکی از پادشاهان ممالیک بحری (جلوس ۷۷۸ -۷۶۴ هـ . ق.) وی در مقابل حملات عماره پادشاه قبرس به سفاین طرابلس شام و اسکندریه دفاع کرد. (فرهنگ فارسی معین).

کلمات هم‌قافیه با «شعبان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید