معنی شعاف
8 بازدید
[ شُ ] (ع اِمص) دیوانگی. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء) (آنندراج).[ شِ ] (ع اِ) جِ شَعْفَة. (از اقرب الموارد) (از دهار) (از ناظم الاطباء). جِ شعفة، به معنی سر کوه و سر هر چیزی. (آنندراج). رجوع به شعفة شود. || (ص) مرد سرخ موی یا سرخ موی سر. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). سرخ موی. (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «شعاف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر