معنی شعاریر
7 بازدید
[ شَ ] (ع اِ) نوعی از بازیچه. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). بازیچه. و واحد ندارد. (آنندراج). بازیچه ای است کودکان عرب را ولی مفرد ندارد. مانند: شعابیب. (از اقرب الموارد). || جِ شُعرورَة. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به شعرورة شود. || جِ شُعرور. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). جِ شعرور به معنی بادرنگ ریزه. (آنندراج). قثاء صغیر است. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). قثاء بری صغیر است. (تحفهٔ حکیم مؤمن). رجوع به قثاء و شعرورة شود. || پراکندگان و آن جمعی است بی واحد. (یادداشت مؤلف): ذهبوا شعاریر بقذان او بقند حرة؛ یعنی: رفتند پریشان و متفرق مانند مگسان. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). لعبنا شعاریر قذة قذة قذان قذان ممنوعات؛ یعنی بازی کردیم ما متفرق و پراکنده و این کلام را کودکان تازی گویند. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «شعاریر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر