معنی شطیط
8 بازدید
[ شَ ] (ع مص) جور کردن بر کسی در حکم. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).[ شَ ] (اِخ) دهی از دهستان خسروآباد بخش قصبهٔ معمرهٔ شهرستان آبادان. واقع در کنار شطالعرب. جمعیت آن ۳۰۰ تن و آب آن از شطالعرب است. محصول آنجا یونجه و خرما و شغل اهالی زراعت و کارگری شرکت نفت و حصیربافی است. راه آن ماشین رو و ساکنان آل ابومصرف هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).[ شَ ] (اِخ) شعبهٔ اصلی رود کارون را گویند. چهاردانگه. چون کارون برابر شهر شوشتر رسد به دو شعبه شود، قسمت اعظم آن به جانب مغرب پیچد و از شادروان شاپور گذرد و سپس روی به سوی جنوب کند این شعبه را شطیط یا چهاردانگه گویند. قسمت دیگر مستقیم به جنوب سرازیر شود و آن را گرگر یا دودانگه گویند و این دو شعبه در بند فیر باز به هم پیوندند و زمین وسط دو شعبه، شبه جزیره یا جلگهٔ میناب نامیده می شود. (از یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «شطیط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یط» برای سرودن شعر