معنی شطور
7 بازدید
[ شَ ] (ع ص) گوسپندی که یک پستان وی خشک و یکی با شیر باشد و یا یک پستان وی درازتر از دیگری بود. (از منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). گوسفند که یک پستانش شیر ندهد. ج، شُطُر. (مهذب الاسماء). || جامه ای که یک طرف عرض آن درازتر باشد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد).[ شُ ] (ع اِ) جِ شَطر. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به شطر شود.[ شُ ] (ع مص) مصدر به معنی شطارة. (ناظم الاطباء). خشک یا دراز شدن یک پستان گوسفند نسبت به دیگری. رجوع به شطارة شود. || برغم مردمان دور گردیدن از ایشان. (از آنندراج) (از اقرب الموارد). دور شدن. (المصادر زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). || نظر کردن بسوی کسی به روشی که گویا دیگری را هم می نگرد. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). به گوشهٔ چشم نگریستن. (المصادر زوزنی).
کلمات همقافیه با «شطور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر