معنی شطالعرب
7 بازدید
[ شَ طْ طُلْ عَ رَ ] (اِخ) نام شطی عظیم که از بهم پیوستن دجله و فرات تشکیل می شود. (یادداشت مؤلف). رودی بزرگ که از اتصال دو رودخانهٔ دجله و فرات، نزدیک قرنه، در مجاورت خلیج فارس تشکیل می گردد. این شط تقریباً ۱۷۵ هزارگز طول و ۵۰۰ تا ۱۲۰ گز عرض دارد، در قرون قدیم شطالعرب وجود نداشت و رودهای دجله و فرات، کارون و کرخه جداگانه به خلیج می ریخته اند. رسوب این رودها بتدریج ساحل خلیج را عقب برد و شطالعرب را تشکیل داد. (از فرهنگ فارسی معین). حمداللََّه مستوفی گوید: «آب دجلهٔ بغداد از کوههای آمد و سلسله و حدود حصن ذوالقرنین برمی خیزد و عیون فراوان با آن می پیوندد... و در اول دیار عراق عرب آبهای ارمن بدان ضم می شود و در زیر بغداد آب نهروان بدو می پیوندد... و آبهایی که از خوزستان در می رسد به آن جمع گشته شطالعرب می شود و در زیر بصره به دریای فارس می ریزد و طول آن رود سیصد فرسنگ باشد فرس آن را اروندرود خوانند چنانکه فردوسی گوید در شاهنامه : فریدون چو بگذشت از اروندرود همی داد بخت شهی را درود. (نزهة القلوب ج ۳ صص ۴۱۵-۴۱۶). ... به شهر بصره رسیدیم دیواری عظیم داشت الا آن جانب که با آب بود دیوار نبود و آن آب شط است، دجله و فرات که بر سر حد اعمال بصره بهم می رسند و چون آب جوبرة نیز به ایشان می رسد آن را شطالعرب می گویند. (سفرنامهٔ ناصرخسرو چ دبیرسیاقی ص ۱۱۳). شط بزرگ که آن فرات و دجله است و آن را شطالعرب گویند. (سفرنامهٔ ناصرخسرو چ دبیرسیاقی ص ۱۱۸). شمال از جانب بغداد خیزد گناه مردم شطالعرب چیست؟؟ رجوع به فهرست متن بالا و نیز مجمل التواریخ و القصص ص ۴۷۷ و حاشیهٔ آن شود.
کلمات همقافیه با «شطالعرب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رب» برای سرودن شعر