معنی شصو
5 بازدید
[ شَ صْ وْ / شُ صُ وو ] (ع اِمص) شدت و سختی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). شدت. (از اقرب الموارد).[ شُ صُ وو / شَ صْ وْ ] (ناظم الاطباء). رجوع به شَصْوْ شود.[ شُ صُ وو ] (ع مص) بازماندن چشم کسی. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). چشم پهن باز ماندن. (تاج المصادر بیهقی). رجوع به شصی شود. || بلند شدن ابر. || پر گردیدن مشک از آب پس بلند گردیدن قوائم آن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || بلند شدن دستها و پاهای مرده. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «شصو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صو» برای سرودن شعر