معنی شص

معنی شص

9 بازدید
[ شَ ص ص ] (معرب، اِ) قلاب ماهیگیری و شست ماهی. ج، شُصوص. (ناظم الاطباء). شست ماهی. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). (معرب شست). آهن کج که بدان ماهی گیرند. دام. دام ماهی. (یادداشت مؤلف). دام ماهیگیری. (حبیش تفلیسی). دام ماهی. ج، شصوص. (مهذب الاسماء): و مع الواثق قصبة فیها شص و قد القاها فی دجلة لیصید بها السمک. (عیون الانباء ج ۱ ص ۱۷۷). || دزدی که هرچه بیند ببرد. ج، شصوص. (مهذب الاسماء). دزد شوخ و چالاک. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
[ شَ ص ص / شِ ص ص ] (معرب، اِ) شست ماهی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). ابن درید گفته که عربی خالص نیست. (المعرب جوالیقی ص ۲۰۹) (از اقرب الموارد). رجوع به شَصّ شود.
[ شَ ص ص ] (ع مص) بازداشتن کسی را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «شص»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «شص» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید