معنی ششگاه
6 بازدید
[ شَ / شِ ] (اِ مرکب) (اصطلاح نرد) خانهٔ ششم نرد که برای برگرفتن یک مهره از آن شش خال کعبتین باید. (یادداشت مؤلف). شش خان : امیر دو مهره در ششگاه داشت و احمد بدیهی دو مهره در یک گاه. (چهارمقاله). رجوع به شش خان و شش خانه شود.
کلمات همقافیه با «ششگاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر