معنی ششک
7 بازدید
[ شُ ] (اِ) چرک چشم. (ناظم الاطباء). ظاهراً دگرگون شدهٔ ژنک باشد.[ شِ ] (اِخ) دهی از دهستان درکاسعیده، بخش چهار دانگهٔ شهرستان ساری. سکنهٔ آن ۲۲۰ تن و آب آن از چشمه و زارمرود است. محصول آنجا غلات و برنج و ارزن و صنایع دستی زنان کرباس و شال بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
کلمات همقافیه با «ششک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شک» برای سرودن شعر