معنی ششقاقل
7 بازدید
[ شَ / شِ قُ / قِ ] (معرب، اِ) ریشهٔ یکنوع درختی هندی. شقاقل و گزر صحرایی. (ناظم الاطباء). دارویی است. (مهذب الاسماء). زردک ریگی است و آن بیخی است پرگره با لزوجیت و اندک شیرینی، پروردهٔ آن ملین طبع و مهیج باه، قاطع بلغم، مقوی کمر، مسخن گرده و معده. (منتهی الارب). گزر بیابانی است. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). دوا که آن را ششقاقل گویند و آن زردک صحرایی است ستبر و سنگین و به زردی مایل می باشد و قوهٔ باه دهد. (برهان) (آنندراج). شقاقل است. (تحفهٔ حکیم مؤمن). حشفیفل. (یادداشت مؤلف). رجوع به شقاقل و شش کاکل شود.
کلمات همقافیه با «ششقاقل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قل» برای سرودن شعر