معنی ششصد
7 بازدید
[ شَ / شِ صَ ] (عدد مرکب، ص مرکب، اِ مرکب) شش دفعه صد و سه دفعه دویست. (ناظم الاطباء). ستمائه. نمایندهٔ آن در ارقام هندیه ۶۰۰ و در حساب جمل «خ» باشد. (یادداشت مؤلف): شصت بار آمده نوروز ترا مهمان جز همان نیست اگر ششصد بار آید. ناصرخسرو. - ششصدیک؛ از ششصد یکی. یک ششصدم. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «ششصد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صد» برای سرودن شعر