معنی ششده
7 بازدید
[ شِ دِ ] (اِخ) ده مرکز دهستان شش ده قره بلاغ بخش مرکزی شهرستان فسا. آب آن از قنات است. محصول آنجا غلات و پنبه و میوه و صنایع دستی زنان: قالیبافی و راه آن اتومبیل رو است. (فرعی). (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
کلمات همقافیه با «ششده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر