معنی ششتا
6 بازدید
[ شَ / شِ ] (ص مرکب، اِ مرکب) (اصطلاح موسیقی) طنبور شش تار، مانند سه تا که طنبور سه تار را گویند. (ناظم الاطباء) (از آنندراج) (از انجمن آرا) (از برهان). طنبورهٔ شش تار را گویند. (فرهنگ جهانگیری). شش تار. قسمی از ذوی الاوتار. (یادداشت مؤلف): چیست چندین طمطراق البته در دیر مغان با نزاری با نوای زیر شش تا می خوریم. نزاری قهستانی (از جهانگیری). || (اصطلاح قمار) شش بجول. (از انجمن آرا) (از آنندراج). قاب بازی با شش قاب. (یادداشت مؤلف). رجوع به شش قاب و شش پژول شود.
کلمات همقافیه با «ششتا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تا» برای سرودن شعر