معنی ششآماسیده
8 بازدید
[ شُ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) بددل و بداندرون. (از ناظم الاطباء) (برهان). بددل. (انجمن آرا) (آنندراج). || نامرد. (ناظم الاطباء) (برهان) (آنندراج). نامرد، زیرا که چون کبد آماس کند فتور و سستی در دل و تن عارض شود و آن شخص را مکبود خوانند. (انجمن آرا).
کلمات همقافیه با «ششآماسیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر