معنی شسن
7 بازدید
[ شَ ] (اِ) صدف. (ناظم الاطباء). صدف را گویند که گوش ماهی باشد. (برهان) (از آنندراج) (از انجمن آرا). || نامیه و هر چیز قابل نمو و افزایش. (ناظم الاطباء) (از برهان) (از آنندراج) (از انجمن آرا). || نیشکر. || خار ترنجبین. (ناظم الاطباء) (برهان). || رحم و زهدان. (ناظم الاطباء). رحم را نیز گفته اند که بچه دان باشد و به جای حرف ثانی شین هم بنظر آمده است. (از برهان).
کلمات همقافیه با «شسن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سن» برای سرودن شعر