معنی شست گشودن
7 بازدید
[ شَ گُ دَ ] (مص مرکب) شست گشادن. تیراندازی کردن : نتوان شست به هر صید گشودن صائب ورنه در ترکش ما آه سحر بسیار است. صائب تبریزی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «شست گشودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر