معنی شزب
6 بازدید
[ شَ ] (ع مص) لاغر و باریک گردیدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || درشت شدن جای. || خشک شدن و پژمریدن شاخه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج).[ شُ زْ زَ ] (ع ص) جِ شازِب. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). جِ شازب به معنی لاغر و خشک از اسب و جز آن. (آنندراج). رجوع به شازب شود.[ شُ ] (ع ص) جِ شازِب. (ناظم الاطباء). رجوع به شازب شود.
کلمات همقافیه با «شزب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زب» برای سرودن شعر