معنی شریکآباد
6 بازدید
[ شَ ] (اِخ) دهی از دهستان حومهٔ بخش شهر بابک شهرستان یزد. سکنهٔ آن ۳۶۵ تن است. آب آن از قنات تأمین می شود. محصول آنجا غلات و صنایع دستی زنان کرباس و قالی بافی است. راه آن ارابه رو. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).[ شَ ] (اِخ) دهی از دهستان گلاشکرد بخش کهنوج شهرستان جیرفت. سکنهٔ آن ۱۲۰ تن. آب آن از رودخانه تأمین می شود. محصول آنجا خرما است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ شَ ] (اِخ) دهی از دهستان ریگان بخش فهرج شهرستان بم. آب آن از قنات تأمین می شود. محصول آنجا غلات و حنا و خرما و مرکبات و راه آن فرعی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
کلمات همقافیه با «شریکآباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر