معنی شریمری
4 بازدید
[ شِ مِ ] (اِخ) دهی از دهستان میان آب بخش مرکزی شهرستان اهواز. محصول آنجا غلات و سکنهٔ آن ۱۷۵ تن و راه آن اتومبیل رو است. صنایع دستی زنان قالیچه بافی است. آثار نهر قدیم مشاهده می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «شریمری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر